|
|
|
قبلا فکر میکردم دنیا مرده
صحنه رو داشته باشيد.يك خانوم با كلاس و با آرايش نصفه و نيمه و خفيف مي ياد تو يك خيابون كه كلي كاسب گرگ و بارون ديده داره ، دنبال يك آدرس مي گرده.طرف همچي يك كم با عشوه و ناز و ادا راه ميره و صحبت مي كنه كه هر چي قند تو دل همه هست رو آب مي كنه.ملت هم ميخ اون و منتظر كوچكترين لغزش از طرف اون.
پیرمرده صداي كلنگ قبرش به گوش مي رسه خانم ها مواظب باشن (آخه بعضی مردا این طورین دیگه )
سبز سبز باشی رنگه آسمووووووووووووووووووووووووووون جدی نگیر دوستووووووووووون دارم چون با همه خوبی و بدی من میسازید میدونم من اصلا بدی ندارم بای تا های (چه زشت شد) وایسا دنیا من میخوام پیاده شم سلاااااااااااااام خوبین ؟ خوشین ؟ من که خوب خوب نیستم البته زیادم بد نیستم ولی به قول آقا سیا دلم برای کسی تنگ است بزار همینجا بگم دلم واسه همتون تنگ شده . آقا سیا که دیگه از کنترل خارج شده نه سراغ میگیره نه آف میزاره نه حتی یه کوچولو .... چی بگم از دست این پسره بلا حالا بی خیال مگه اون واسه من چیزی مینویسه که من دارم همش از اون میگم (خیلی خیلی بی معرفت شده ) نمیدونید چی شده (نمیدونستم ترس چه رنگیه) بزار واستون بگم . اینروزا خونمون یه جورایی شده اینقدر ترسناک شده که حد نداره به خدا میترسم شبا تنهایی تو اتاق بخوابم اونوقت به بابام میگم بابا بیا برگردیم تهران مسخره میکنه میگه ما که تو این خونه چیزی ندیدم فقط غزل که اونم یک سری از فیلماشه اونم از نوع هندی بعدم همشون میزنن زیر خنده هر چقدر قسم میخورم باور نمیکنن (خودم کردم که لعنت بر خودم باد )از بس تو خونه شوخی میکنم دیگه کسی انتظار نداره حرف جدی بزنم بزار بگم چطور شده اینروزا هر چیز میخرم میزارم تو اتاقم بعد ازنیم ساعت گم میشه باور نمیکنین حق دارین دیگه میرم بیرون چراغ و خاموش میکنم میام میبینم روشنه . درو میبندم میام میبینم بازه . اینو بگو cd های کینگ رو یک هفته هم نمیشه که دوباره رفتم خریدم حالا هر چقدر میگردم نیست .cd های زبان به اصطلاح در خواب که اصلا هم به دردم نخورد ولی خداییش چون بالاش پول دادم دلم میسوزه اونام نیستن اینا و کلی چیزای دیگه .شبا که میخوام بخوابم از ترس چراغ خواب و روشن میزارم (من که تا خونه تاریک تاریک نباشه نمیتونم بخوابم ببین به چه روزی افتادم) صبحا بیدار میشم میبینم خاموشه هر چی هست تو این اتاق خیلی صرفه جویی میکنه همش میگم نکنه بابا برقی باشه همش میگم خدایا زبونم لال نکنه از اونا تو اتاقم باشه خدایا اگه هست خودت بگو با زبون خوش برن بیرون والا بد میبینن به من میگن غززززززززززززززززززل راستی تصادف کردما بهتون نگفتم شدم به قول بعضیا غزل پا شکسته آخه بگو تو که گواهی نامه نداری چرا میشینی پشت فرمون حالا بگو خوبه نزدم کسی رو شل کنم خوب که بلا سر خودم اومد امان از دست این موتوریا که دنیا و خیابونا هر چی میکشن از دست ایناست به خدا همش تقصیر اونا بود والله من استاد رانندگیم بگذریم اینقدر ترسیدم که میگم خدایا منو بکش این مساله و یک سری مسائل دیگه باعث شده غزل شیطونه آرزوی مرگ کنه به قول صادقی وایسا دنیا من میخوام پیاده شم بعد از یک ثانیه هم میگم خدایا نوکرتم شوخی کردم من که مواظب خودم نیستم ولی شما مواظب خودتون باشین تک تکتون رو از راه دور میبوسم زیا خوشحال نشین گفتم از راه دور اونم راه خیلی دووووووووور زندگیتون سبز و لحظاتتون آبی و دلتون شاد و و لبتون خندون
بای تا های زنا اینور مردا اونور سلاااااااااااااااام خوبین؟ خوشین ؟ منم خوبم ولی نه زیاد 6 تا آمپول دارم با یه آزمایش خوووووووووووون آقا سجاد فکر کنم منم دیابت گرفته باشم از بس میام تو این قندووون وووول میخورم لی لی لی لی لی لی لی پنج شنبه رفته بودیم عروسی این دفعه میگم جای همتون خالی یک عروسی باحالی بود که نگو ولی من زیاد نرقصیدم فقط از اول شروع کردم تا وقتی میخواستم برگردم خونه ههههههههههههههههههههه جشن تو یه باغ بزرگ وسط بریم بود هوا هم که نگو یخبندان اول پیرزن پیرمردا میگفتن بزارین وسط باغ یه پرده بزنیم به قول معروف زنا اینور مردا اونور جوونا طبق معمول اعتراض میکردن و اعتراضشون به جایی نمی رسید خلاصه منو بنیامین مثل همیشه دست به یکی کردیم و به بقیه بچه ها گفتیم اگه پرده زدن هیچ کدومتون حق ندارین پاشین برقصین ok بچه ها هم گفتن باشه هستیمخلاصه پرده زدن و ما هم نشستیم همه اخم کرده بودیم بلاخره شاداماد رسید اسم داماد رضا بود با کارای منو بنیامین هم آشنا تا رسید اول نگام کرد و خندید بعد گفت کی پرده زده وسط منو عروس میخوایم همه رو ببینیم اینطوری یا اینا رو میبینیم یا اینا رو اشاره میکرد به منو بنیامین خلاصه رفت دو سر پرده رو باز کرد و ما ریختیم وسط پیرزن پیرمردا که نا امید شده بودن کم کم عادت کردن و اونا هم دست تو دست هم پاشدن رقصیدن حیف که نشد عکسا رو بندازم تو کامپیوتر حالا مگه غزل می نشست نه بابا این همه نقشه کشیدیم تا پرده رو بندازیم ارزش نداره حالا بشینم مامانم میگفت غزل بسه دیگه بیا بشین تا میخواستم بشینم همه میگفتن غزل غزل ، خلاصه تا آخرش وسط بودم جشن تو یه باغ بزرگ وسط بریم بود هوا هم که نگو یخبندان کلی فیلم گرفتم البته با موبایل میخواستم چنتا از عکسا رو هم بزارم ببینید چقدر خوشکل شده بودم ولی نمیدونم چرا نمیشه هر کاریش کردم نشد خلاصه غزل برگشت خونه چشمتون روز بد نبینه مامان.... ااااااااااااااااااااا چی شده چرا صدام گرفته اه اه اه نکنه سرما خوردم واااای خدا نکنه من مریض بشم همه رو دیوونه میکنم آره مریض شده بودم دیروز رفتم دکتر گفت خیلی دیر اومدی 6 تا آمپول واست منویسم که حالت جا بیاد 2 تا شو زدم 4 تاش مونده حالا بی خیال مریضی 24 بهمن تولده شنگوله لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی لی مبارکه مبارکه از همین حالا مبارکه شنگوووول جوون تولدت مبارک اینشالله به پای هم پیرشین نبینم با هم دعوا کنین بین هر زن و شوهری مشکلات پیش میاد (شوخی کردم) یه چیزه دیگه من به هیچ کس شک نمیکنم حتی به یه نفر موفق باشید بیشتر از همیشه بای تا عروسی خودم هههههههههههههههههههه بوس بوس بوس
|
![]() سلااااااااااااام زیاد حرف نمیزنم فقط ميخوام يکم در مورد خودم بگم اسمم مريمه ولي همه غزل صدام ميکنن مامانم و آقا سياوش بهم ميگن غزل شيطونه ولي زياد شيطون نيستم از اینکه مردم رو سره کار بزارم یا برعکس عشق میکنم در حال حاضر کامپیوتر میخونم :> زیاد اهل عشق و عاشقی نیستم البته زیاد نیستم یعنی تصمیم گرفتم زیاد نباشم عاشق کتاب و عطر و رنگ قرمزم آخه متولد آبانم از شعرای خیام و رهی خوشم میاد زیاد احساساتی نیستم یعنی مثل بقیه دخترا لوس بازی در نمیارم رنگ پوستم سبزست قدمم متناسب یک خانوم باشخصیته آخرین باری که وزن کردم 52 کیلو بودم بسه دیگه قرار نبود زیاد حرف بزنم بای تا های نويسندگان جستوجو گر
آرشيو موضوعات وبلاگ
لينك دوستام لينك هاي شبانه آمار وبلاگ
|
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .